تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
و سعى و كوشش خود را در اين راه به كار بندد، در حالى كه ايمان داشته باشد، اين سعى و تلاش او مورد قبول الهى خواهد بود» «وَ مَنْ أَرادَ الا خِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً».
بنابراين، براى رسيدن به سعادت جاويدان سه امر اساسى شرط است:
١- اراده انسان، آن هم ارادهاى كه تعلق به حيات ابدى گيرد، و به لذات زودگذر و نعمتهاى ناپايدار و هدفهاى صرفاً مادّى تعلق نگيرد، همّتى والا، و روحيهاى عالى پشت بند آن باشد كه: او را از پذيرفتن هر گونه رنگ تعلق و وابستگى آزاد سازد.
٢- اين اراده، به صورت ضعيف و ناتوان در محيط فكر و انديشه و روح نباشد، بلكه، تمام ذرات وجود انسان را به حركت وادارد، و آخرين سعى و تلاش خود را به كار بندد (توجه داشته باشيد كه كلمه «سَعْيَها» كه به عنوان تأكيد ذكر شده، نشان مىدهد او آخرين، سعى و تلاش و كوشش را كه براى رسيدن آخرت لازم است، انجام مىدهد، و چيزى فروگذار نمىكند).
٣- همه اينها توأم با «ايمان» باشد، ايمانى ثابت و استوار؛ چرا كه تصميم و تلاش، هنگامى به ثمر مىرسد كه از انگيزه صحيحى، سرچشمه گيرد و آن انگيزه، چيزى جز ايمان به خدا نمىتواند باشد.
درست است كه، سعى و تلاش براى آخرت، بدون ايمان نخواهد بود، و بنابراين، مفهوم ايمان در آن نهفته شده است، ولى از آنجا كه ايمان يك اصل اساسى و پايه اصلى در اين راه است به آن مقدار از دلالت التزامى قناعت نكرده و با صراحت ايمان را به عنوان يك شرط بازگو مىكند.
قابل توجه اين كه: در مورد دنيا پرستان مىگويد: «جهنم را براى آنها قرار مىدهيم».