تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
در اين كه: قرن چند سال است؟ نظرات گوناگونى دادهاند:
بعضى آن را چهل سال، بعضى هشتاد، بعضى صد، و بالاخره بعضى آن را صدوبيست سال دانستهاند، ولى، ناگفته پيدا است: اين يك امر قراردادى است كه بر حسب قرار دادها متفاوت مىباشد، اما معمول در عصر ما اين است كه: قرن را به يكصد سال اطلاق مىكنند. «١»
و اين كه: مخصوصاً روى «قرون بعد از نوح» تكيه شده، ممكن است به خاطر آن باشد كه: زندگى انسانها قبل از نوح عليه السلام بسيار ساده بود و اين همه اختلافات مخصوصاً تقسيم جوامع به «مترف» و «مستضعف» كمتر وجود داشت، و به همين دليل كمتر گرفتار مجازاتهاى الهى شدند.
ذكر «خَبِير» و «بَصِير» (آگاه و بينا) همراه هم اشاره به اين است كه: «خَبِير» به معنى آگاه از نيت و عقيده است و «بَصِير» به معنى بينا نسبت به اعمال.
بنابراين، خدا هم از انگيزههاى باطنى اعمال اشخاص، با اطلاع است، و هم از خود اعمالشان، و چنين كسى، هرگز ظلم و ستمى درباره هيچ كس روا نمىدارد و حق كسى در حكومتش ضايع نمىشود.
***