تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨
نكتهها:
١- تفأل و تطيّر (فال نيك و بد)
فال «نيك» و «بد» زدن، در ميان همه اقوام بوده و هست، و به نظر مىرسد:
سرچشمه آن، عدم دسترسى به واقعيات و ناآگاهى از علل واقعى حوادث بوده است و به هر حال، بدون شك اين دو، اثر طبيعى ندارند، ولى داراى اثر روانى هستند: فال نيك اميدآفرين است، در حالى كه فال بد موجب يأس و نوميدى و ناتوانى مىشود.
و از آنجا كه اسلام، هميشه از مسائل مثبت، استقبال مىكند، از فال نيك نهى نكرده، ولى فال بد را به شدت محكوم كرده است.
حتى در بعضى از روايات آن را در سر حدّ شرك شمردهاند، از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه: أَلطِّيَرَةُ شِرْكٌ: «فال بد زدن (و آن را در برابر خدا در سرنوشت خويش مؤثر دانستن) يك نوع شرك به خدا است». «١»
ما در اين زمينه، مفصلًا در ذيل آيه ١٣١ سوره «اعراف» بحث كردهايم. «٢»
جالب اين كه: اسلام در بسيارى از موارد، اين گونه مفاهيم تخيلى و پندارى را در يك كانال صحيح و سازنده، قرار داده و از آن بهره بردارى كرده است.
مثلًا در مورد آنچه در ميان عوام معروف است كه: مىگويند فلان همسر، خوش قدم و يا بد قدم بود، و از آن روزى كه به خانه فلان كس گام گذاشت، و همسرش شد، چنين و چنان گشت كه: قطعاً به اين صورت خرافهاى بيش نيست، اسلام به آن، شكل سازنده تربيتى داده. در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: ... أَمَّا الْمَرْئَةُ فَشُؤْمِها غَلاءُ مَهْرِها ... و ... شَدَّةُ مَئُونَتِها ...:
«از بد قدمى زن آن است كه: مهرش سنگين باشد ... و مخارج و هزينهاش