تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
«وِزْر» به معنى بار سنگين است، و به معنى مسئوليت، نيز مىآيد؛ چرا كه آن هم يك بار سنگين معنوى بر دوش انسان محسوب مىشود، و اگر به وزير، وزير گفته مىشود، به خاطر آن است كه: بار سنگينى از ناحيه امير، يا مردم بر دوش او گذارده شده است.
البته، اين قانون كلّى كه: «هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد» هيچ گونه منافاتى با آنچه در آيه ٢٥ سوره «نحل» گذشت، كه مىگويد:
«گمراهكنندگان بار مسئوليت كسانى را كه گمراه كردهاند نيز بر دوش مىكشند» ندارد.
زيرا آنها به خاطر اقدام به گمراه ساختن ديگران، فاعل آن گناهند، و يا همچون فاعل آن، محسوب مىشوند، بنابراين، در حقيقت، اين بار گناهان خودشان است كه بر دوش دارند و به تعبير ديگر، «سبب» در اينجا در حكم «مباشر» (انجامدهنده كار) است.
همچنين، روايات متعددى كه در زمينه سنت نيك و بد گذشت، و مفهومش اين بود كه: هر كس، سنت نيك، يا بدى بگذارد در پاداش و كيفرِ عاملين به آن، شريك است، نيز با آنچه در بالا گفتيم، تضادى ندارد، چرا كه «سنتگذار» در واقع از اجزاى علت تامّه عمل است و شريك در فاعليت.
٤- سرانجام، چهارمين حكم را به اين صورت بيان مىكند كه: «ما هيچ شخص و قومى را مجازات نخواهيم كرد، مگر اين كه: پيامبرى را براى آنها مبعوث كنيم» تا وظائفشان را كاملًا تشريح و اتمام حجت كند «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا».
در اين كه: منظور از عذاب در اينجا هر نوع عذاب دنيا و آخرت است، يا خصوص «عذاب استيصال» (يعنى مجازاتهاى نابودكننده، همچون طوفان