تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٣
از توحيد نيستند، يعنى: هنگامى كه خدا را با همه صفاتش بشناسيم، مىدانيم چنين خدائى بايد پيامبرانى بفرستد، و نيز حكمت و عدالت او ايجاب مىكند:
دادگاه عدل و رستاخيزى وجود داشته باشد، مسائل اجتماعى و كل جامعه انسانى و هر چه در ارتباط با آن است بايد پرتوى از توحيد و وحدت باشد، تا سامان يابد.
به همين دليل، در احاديث مىخوانيم: جمله «لا إِلهَ إِلَّا اللَّه» قلعه محكم پروردگار است، و هر كس در آن وارد شود از عذاب و كيفر الهى در امان است.
و نيز، همه شنيدهايم: پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز اسلام، مىفرمود: «اگر طالب رستگارى هستيد زير پرچم توحيد درآئيد»: (قُولُوا لا إِلهَ إِلَّا اللَّه تُفْلِحُوا).
سومين جمله اين آيه، اشاره به مسأله رستاخيز مىكند و آن را با «فاء تفريع» به مسأله توحيد پيوند زده، و مىگويد: «بنابراين هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد» «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً».
لقاى پروردگار، كه همان مشاهده باطنى ذات پاك او با چشم دل و بصيرت درون است، گر چه در اين دنيا هم براى مؤمنان راستين امكانپذير است، اما از آنجا كه اين مسأله در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنتر و صريحتر، جنبه همگانى و عمومى پيدا مىكند، اين تعبير در لسان قرآن، معمولًا در مورد روز قيامت به كار رفته، از سوى ديگر، طبيعى است اگر انسان انتظار و اميد چيزى را دارد، بايد خود را براى استقبال از آن آماده كند.
آن كس كه ادعا مىكند: من انتظار چيزى دارم و اثرى در عمل او نمايان نيست، در واقع مدعى دروغينى بيش نخواهد بود.
به همين دليل، در آيه فوق، «فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً» به صورت صيغه امر، بيان شده، امرى كه لازمه رجاء، اميد و انتظار لقاى پروردگار است.
در آخرين جمله، حقيقت عمل صالح را در يك بيان كوتاه چنين بازگو