تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢١
يك شاخه كوچك درخت، چند قلم ساخته مىشود؟ پس از آن از يك درخت بزرگ با آن ساقه تنومندش، چند هزار يا چند مليون قلم تهيه مىشود؟ سپس مجموع درختان روى زمين در تمام جنگلها و باغها را در نظر بگيريد، و قلمهائى كه از آن ساخته مىشود، حساب كنيد!
از سوى ديگر، با يك قطره مركّب، فكر كنيد چند كلمه مىتوان نوشت؟
سپس آن را در يك استخر، يك درياچه، يك دريا و اقيانوس و سرانجام همه درياهاى روى زمين، ضرب كنيد، چه عدد عجيبى را تشكيل مىدهد؟!!
عظمت اين سخن آنگاه روشنتر مىشود كه: به اين واقعيت توجه كنيم:
عدد «سبع» (هفت) در اينجا عدد «تعداد» نيست، بلكه عدد «تكثير» است، و به تعبير ديگر، مفهومش اين است كه: اگر درياهاى بسيار بر آن دريا بيفزائيم باز كلمات اللّه پايان نمىيابد.
فكر كنيد: اين عدد تا چه اندازه زنده و جاندار است، عددى است كه فكر انسان را با خود مىكشد و به سوى بى نهايت پيش مىبرد.
عددى است كه: هر كس، چه رياضيدان و چه بىسواد، درك عظمت آن را مىكند، و به گستردگى و ابهتش آشنا مىشود.
آرى، علم خدا از اين عدد هم بالاتر است.
علمى است، نامحدود و بى نهايت.
علمى است، كه قلمرو آن سرتاسر جهان هستى است و گذشته و آينده تاريخ عالم، و همه اسرار، رموز و حقايق را در برمىگيرد.
***
آيه دوم كه: آخرين آيه سوره كهف است مجموعهاى است از اصول اساسى اعتقادات دينى، يعنى توحيد، معاد و رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و در واقع همان