تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٠
ترسيمى از بى نهايت
قرآن مجيد براى مجسم ساختن عدد بى نهايت، و نزديك ساختن معنى علم بى پايان خدا و گستردگى فوق العاده جهان هستى به افكار ما، به بيان بسيار فصيح و بليغى دست زده است و از اعداد زنده و جاندار استفاده كرده.
مگر اعداد هم زنده و مرده دارند؟
آرى، عددهائى كه در رياضيات به كار مىرود و از تكثير «صفر» در طرف راست اعداد صحيح به دست مىآيد، در حقيقت اعدادى مرده است، و هرگز نمىتواند عظمت چيزى را مجسم كند.
كسانى كه با رياضيات سر و كار دارند مىدانند: عدد «يك» كه در طرف راست آن يك كيلومتر صفر باشد، عددى است فوق العاده عظيم و گيج كننده كه تصور عظمت آن به راستى مشكل است، اما براى چه اشخاصى؟ براى رياضيدانها، ولى براى توده مردم، هرگز نمىتواند تجسمى از عظمت باشد:
عدد زنده آن است كه فكر ما را به همراه خود تا آنجا كه پيش مىرود ببرد و واقعيت را آن چنان كه هست، در نظرها تجسم بخشد، روح داشته باشد، عظمت داشته باشد، و زبان داشته باشد.
قرآن، به جاى اين كه: بگويد: مخلوقات خداوند در پهنه هستى از عددى كه يكصد كيلومتر صفر در كنار آن باشد، فوق العاده بيشتر است مىگويد:
اگر تمام درختان روى زمين قلم شوند، و همه درياها مركّب، تمام اين قلمها مىشكند و از بين مىرود، و همه اين مركّبها تا آخرين قطره پايان مىيابند، اما حقايق عالم هستى و اسرار و رموز آن، و موجودات اين جهان و معلومات پروردگار، پايان نمىپذيرد.
درست فكر كنيد: يك قلم چقدر قدرت نوشتن دارد؟ سپس فكر كنيد از