تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٩
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: «دريا» در اينجا مفهوم جنس را دارد، و همچنين كلمه «مثل» در جمله «وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً» نيز معنى جنس را مىرساند، اشاره به اين كه: هر قدر همانند اين دريا بر آن افزوده شود، باز هم كلمات الهى پايان نمىگيرد.
و به همين دليل، آيه فوق با آيه مشابهى كه در سوره «لقمان» آمده است هيچ گونه منافاتى ندارد آنجا كه مىگويد: وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْا رْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ: «اگر تمام درختان روى زمين قلم شوند، و دريا و هفت درياى ديگر، مركب آن گردند (تا كلمات خدا را بنويسند) هرگز كلمات او پايان نمىگيرد». «١»
يعنى اين قلمها مىشكند و آن مركّبها تا آخرين قطره تمام مىشوند و هنوز شرح مخلوقات و اسرار و حقايق جهان هستى باقى مانده است.
موضوع مهمى كه در اينجا توجه به آن لازم است اين است كه: آيه فوق در عين اين كه گسترش بى انتهاى جهان هستى را در گذشته، حال و آينده مجسم مىسازد، ترسيمى از علم نامحدود خداوند نيز هست؛ چرا كه مىدانيم خدا به همه آنچه در پهنه هستى بوده است و خواهد بود، احاطه علمى دارد، بلكه علم او به حكم اين كه: «علم حضورى» است از وجود اين موجودات، جدا نخواهد بود (دقت كنيد).
پس، به تعبير ديگر مىتوان گفت: اگر تمام اقيانوسهاى روى زمين مركب و جوهر شوند، و همه درختان قلم گردند، هرگز قادر نيستند آنچه در علم خداوند است رقم بزنند.
***