تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٨
و از آنجا كه كمال يك نعمت در صورتى خواهد بود كه دست زوال به دامن آن دراز نشود، بلافاصله اضافه مىكند: «آنها جاودانه در اين باغهاى بهشت خواهند ماند» «خالِدِينَ فِيها».
و با اين كه: طبع مشكلپسند و تحولطلب انسان، دائماً تقاضاى دگرگونى و تنوع و تحول مىكند «ساكنان فردوس هرگز تقاضاى نقل مكان و تحول از آن نخواهند كرد» «لايَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا».
چرا كه: هر چه مىخواهند در آنجا هست، حتى تنوع و تكامل چنان كه شرح آن در نكتهها خواهد آمد.
***
نكتهها:
١- «أَخْسَرِينَ أَعْمالًا» چه كسانى هستند؟!
در زندگى خود و ديگران بسيار ديدهايم: گاه، انسان كار خلافى انجام مىدهد در حالى كه فكر مىكند كار خوب و مهمى انجام داده است، اين گونه جهل مركب، ممكن است يك لحظه، و يا يك سال، و يا حتى يك عمر، ادامه يابد، و راستى بدبختى از اين بزرگتر تصور نمىشود.
و اگر مىبينيم قرآن چنين كسان را زيانكارترين مردم نام نهاده، دليلش روشن است؛ زيرا: كسانى كه مرتكب گناهى مىشوند، اما مىدانند خلافكارند غالباً حدّ و مرزى براى خلافكارى خود قرار مىدهند، و لااقل چهار اسبه نمىتازند، و بسيار مىشود كه به خود مىآيند و براى جبران آن به سراغ توبه و اعمال صالح مىروند.
اما آنها كه گنهكارند و در عين حال گناهشان را عبادت، اعمال سوئشان را صالحات و كژىها را درستىها مىپندارند، نه تنها در صدد جبران نخواهند بود