تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٤
تفسير:
زيانكارترين مردم
اين آيات، و آيات آينده تا پايان اين سوره، در عين اين كه توضيحى است براى صفات افراد بى ايمان، يك نوع جمعبندى است براى تمام بحثهائى كه در اين سوره گذشت، مخصوصاً بحثهاى مربوط به داستان اصحاب كهف و موسى و خضر و ذو القرنين و تلاشهاى آنها در برابر مخالفانشان.
نخست، به معرفى زيانكارترين انسانها و بدبختترين افراد بشر، مىپردازد، اما براى تحريك حس كنجكاوى شنوندگان، در چنين مسأله مهمى آن را در شكل يك سؤال مطرح مىكند و به پيامبر، دستور مىدهد: «بگو آيا به شما خبر دهم زيانكارترين مردم كيست»؟! «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْا خْسَرِينَ أَعْمالًا».
***
بلافاصله، خود پاسخ مىگويد، تا شنونده مدت زيادى در سرگردانى نماند:
«زيانكارترين مردم كسانى هستند كه كوششهايشان در زندگى دنيا گم و نابود شده، با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند»! «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً».
مسلماً، مفهوم خسران تنها اين نيست كه: انسان منافعى را از دست بدهد بلكه خسران واقعى آن است كه، اصل سرمايه را نيز از كف دهد، چه سرمايهاى برتر و بالاتر از عقل، هوش، نيروهاى خداداد، عمر و جوانى و سلامت؟ همينها كه محصولش اعمال انسان است و عمل ما، تبلورى است از نيروها و قدرتهاى ما.
هنگامى كه اين نيروها تبديل به اعمال ويرانگر يا بيهودهاى شود، گوئى همه آنها گم و نابود شدهاند، درست به اين مىماند كه: انسان سرمايه عظيمى همراه خود به بازار ببرد، اما در وسط راه آن را گم كند و دست خالى برگردد.