تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤
اين هجوم شرقى كوروش بعد از فتح «ليديا» صورت گرفت، مخصوصاً طغيان بعضى از قبائل وحشى بيابانى كوروش را به اين حمله واداشت.
تعبير قرآن: «حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْنَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً» اشاره به سفر كوروش به منتهاى شرق است كه مشاهده كرد، خورشيد بر قومى طلوع مىكند كه در برابر تابش آن، سايبانى ندارند اشاره به اين كه آن قوم بيابانگرد و صحرانورد بودند.
كوروش لشگر كشى سومى داشت كه: به سوى شمال، به طرف كوههاى «قفقاز» بود، تا به تنگه ميان دو كوه رسيد، و براى جلوگيرى از هجوم اقوام وحشى، با درخواست مردمى كه در آنجا بودند در برابر تنگه، سدّ محكمى بنا كرد.
اين تنگه در عصر حاضر تنگه «داريال» ناميده مىشود كه: در نقشههاى موجود ميان «ولادى كيوكز» و «تفليس» نشان داده مىشود، در همانجا كه تاكنون ديوار آهنى موجود است، اين ديوار همان سدّى است كه كوروش بنا نموده؛ زيرا اوصافى كه قرآن درباره سدّ ذو القرنين بيان كرده، كاملًا بر آن تطبيق مىكند.
اين بود خلاصه آنچه در تقويت نظريه سوم بيان شده است. «١»
درست است كه در اين نظريه، نيز نقطههاى ابهامى وجود دارد، ولى فعلًا مىتوان از آن به عنوان بهترين نظريه درباره تطبيق ذو القرنين بر رجال معروف تاريخى نام برد.
***
٣- سدّ ذو القرنين كجاست؟
گر چه بعضى ميل دارند، اين سدّ را با ديوار معروف چين، كه هم اكنون