تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٨
و از آن گذشته، نه اسكندر مقدونى داراى صفاتى است كه قرآن براى ذو القرنين، شمرده و نه هيچ يك از پادشاهان يمن.
به علاوه «اسكندر مقدونى» سدّ معروفى نساخته، اما «سدّ مأرب» در «يمن» سدّى است كه با هيچ يك از صفاتى كه قرآن براى سدّ ذو القرنين ذكر كرده است، تطبيق نمىكند، زيرا سدّ ذو القرنين طبق گفته قرآن از آهن و مس ساخته شده بود، و براى جلوگيرى از هجوم اقوام وحشى بوده، در حالى كه سدّ مأرب از مصالح معمولى، و به منظور جمعآورى آب، و جلوگيرى از طغيان سيلابها ساخته شده بود، كه شرح آن را قرآن در سوره «سبأ» بيان كرده است.
به همين دليل، بحث را بيشتر روى نظريه سوم متمركز مىكنيم، و در اينجا لازم مىدانيم به چند امر دقيقاً توجه شود:
الف: نخستين مطلبى كه در اينجا جلب توجه مىكند، اين است: چرا ذو القرنين (صاحب دو قرن) به اين نام ناميده شده است؟
بعضى معتقدند: اين نامگذارى به خاطر آن است كه: او به شرق و غرب عالم رسيد كه عرب از آن تعبير به قرنى الشمس (دو شاخ آفتاب) مىكند.
بعضى ديگر معتقدند: اين نام به خاطر اين بود كه: دو قرن زندگى يا حكومت كرد، و در اين كه: مقدار قرن چه اندازه است؟ نيز نظرات متفاوتى دارند.
بعضى مىگويند: در دو طرف سر او برآمدگى مخصوصى بود، و به خاطر آن به «ذو القرنين» معروف شد.
و بالاخره بعضى بر اين عقيدهاند كه: تاج مخصوص او داراى دو شاخك بود.
و عقائد ديگرى كه نقل همه آنها به طول مىانجامد، و چنان كه خواهيم ديد