تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٦
كنى»؟!
٩٥- گفت: «آنچه پروردگارم در اختيار من گذارده، بهتر است؛ مرا با نيروئى يارى دهيد، تا ميان شما و آنها سدّ محكمى قرار دهم!
٩٦- قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و روى هم بچينيد)»! تا وقتى كه ميان دو كوه را پوشانيد، گفت: « (آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد»! تا آتش قطعات آهن را سرخ كرد، گفت: «مس مذاب برايم بياوريد تا بر روىِ آن بريزم»!
٩٧- (سرانجام سدّى ساخت) كه آنها قادر نبودند از آن بالا روند؛ و نمىتوانستند سوراخى در آن ايجاد كنند.
٩٨- (آنگاه) گفت: «اين از رحمت پروردگار من است! اما هنگامى كه وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم مىكوبد؛ و وعده پروردگارم حق است»!
تفسير:
سد ذو القرنين چگونه ساخته شد؟
آيات فوق به يكى ديگر از سفرهاى ذو القرنين اشاره كرده مىگويد: «بعد از اين ماجرا باز از اسباب مهمى كه در اختيار داشت بهره گرفت» «ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً».
***
«همچنان راه خود ادامه داد تا به ميان دو كوه رسيد، و در آنجا گروهى غير از آن دو گروه سابق يافت كه هيچ سخنى را نمىفهميدند» «حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لايَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا».
اشاره به اين كه: او به يك منطقه كوهستانى رسيد و در آنجا جمعيتى (غير از دو جمعيتى كه در شرق و غرب يافته بود) مشاهده كرد كه از نظر تمدن در سطح بسيار پائينى بودند؛ چرا كه يكى از روشنترين نشانههاى تمدن انسانى، همان