تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
و اگر در بعضى ديگر از آيات قرآن (سوره يونس آيه ٥) خورشيد و ماه را وسيله شناسائى سال و ماه و حساب قرار داده، منافات با آنچه در بالا گفتيم ندارد؛ زيرا پيدايش حساب و كتاب، در برنامه زندگى انسان را مىتوان هم به شب و روز نسبت داد، و هم به خورشيد و ماه، چرا كه هر دو با هم پيوند دارند.
در «نهج البلاغه» ضمن بيان نشانههاى عظمت خداوند، چنين مىخوانيم: وَ جَعَلَ شَمْسَها آيَةً مُبْصِرَةً لِنَهارِها وَ قَمَرَها آيَةً مَمْحُوَّةً مِنْ لَيْلِها وَ أَجْراهُما فِي مَناقِلِ مَجْراهُما وَ قَدَّرَ سَيْرَهُما فِي مَدارِجِ دَرَجِهِما لِيُمَيِّزَ بَيْنَ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ بِهِما وَ لِيُعْلَمَ عَدَدُ السِّنِينَ وَ الْحِسابُ بِمَقادِيرِهِما: «خورشيد را نشانه روشنىبخش روز، و ماه را نشانه محوكننده شب قرار داد، و آن دو را در مجرايشان به جريان انداخت، و مراحل سيرشان را اندازهگيرى نمود، تا ميان شب و روز تفاوت ايجاد كند، و با اندازهگيرى اين دو، شماره سالها و حساب دانسته شود». «١»
اين تعبيرها نيز با آنچه در تفسير اول بيان شد، منافاتى ندارد، زيرا همان گونه كه گفتيم پيدايش حساب و شماره سالها را هم مىتوان به شب و روز نسبت داد و هم به خورشيد و ماه، چرا كه هر دو با هم مربوطند.
***
نكتهها:
آيا انسان ذاتاً عجول است؟
نه تنها در رابطه با عجله و شتابزدگى كه در آيات فوق انسان به آن توصيف شده، در موارد متعدد ديگرى از قرآن، نيز مذمتهائى روى عنوان «انسان» ديده مىشود، از قبيل: «ظلوم»، «جهول»، «كفور»، «طغيانگر» و «هلوع» (كمظرفيت)