تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٣
برنامههائى مخصوص به خود دارند، همان گونه كه مأموران به ظاهر براى خود اصول و ضوابط خاصى دارند.
درست است كه خط كلّى اين دو برنامه، هر دو انسان را به سمت كمال مىبرد، و از اين نظر هماهنگاند، ولى گاهى در جزئيات مانند مثالهاى بالا از هم جدا مىشوند.
البته، بدون شك در هيچ يك از دو خط، هيچ كس نمىتواند خودسرانه اقدامى كند، بلكه، بايد از طرف مالك و حاكم حقيقى مجاز باشد، لذا «خضر» با صراحت اين حقيقت را بيان كرده گفت: ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي: «من هرگز پيش خود اين كار را انجام ندادم».
بلكه درست طبق يك برنامه الهى، ضابطه و خطى كه به من داده شده است، گام برمىدارم.
و به اين ترتيب، تضاد بر طرف خواهد شد.
و اين كه: مىبينيم موسى عليه السلام تاب تحمل كارهاى خضر را نداشت به خاطر همين بود كه خط مأموريت او از خط مأموريت خضر جدا بود، لذا، هر بار مشاهده مىكرد گامش بر خلاف ظواهر قانون شرع است، فرياد اعتراضش بلند مىشد، ولى خضر با خونسردى به راه خود ادامه مىداد، و چون اين دو رهبر بزرگ الهى به خاطر مأموريتهاى متفاوت نمىتوانستند براى هميشه با هم زندگى كنند «هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ» را گفت.
***
٢- خضر، كه بود؟
همان گونه كه ديديم، در قرآن مجيد صريحاً نامى از خضر برده نشده، و از رفيق يا استاد موسى عليه السلام تنها به عنوان «عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ