تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٩
«ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْتَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً». «١»
***
نكتهها:
١- مأموريت خضر در نظام تشريع بود يا تكوين؟!
مهمترين مسألهاى كه دانشمندان بزرگ را در اين داستان به خود مشغول ساخته، ماجراهاى سهگانهاى است كه اين مرد عالم در برابر موسى عليه السلام انجام داد، موسى عليه السلام چون از باطن امر، آگاه نبود، زبان به اعتراض گشود، ولى بعداً كه توضيحات استاد را شنيد قانع شد.
سؤال اين است: آيا واقعاً مىتوان اموال كسى را بدون اجازه او معيوب كرد، به خاطر آن كه غاصبى آن را تصاحب نكند؟
و آيا مىتوان نوجوانى را به خاطر كارى كه در آينده انجام مىدهد مجازات كرد؟!
و آيا لزومى دارد براى حفظ مال كسى مجاناً زحمت كشيد و بيگارى كرد؟!
در برابر اين سؤالها دو راه در پيش داريم:
نخست آن كه: اينها را با موازين فقهى و قوانين شرع تطبيق دهيم، همان گونه كه گروهى از مفسران اين راه را پيمودند.
نخستين ماجرا را منطبق بر قانون اهم و مهم دانستهاند و گفتهاند: حفظ مجموعه كشتى مسلماً كار اهمى بوده، اما حفظ آن از آسيب جزئى، چيز زيادى نبوده، يا به تعبير ديگر «خضر» در اينجا «دفع افسد به فاسد» كرده، به خصوص اين كه: رضايت باطنى صاحبان كشتى را- در صورتى كه از اين ماجرا آگاه مىشدند- به همراه داشته (و به تعبير فقهى، خضر در اين كار اذن فحوى