تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١
تفسير:
سرگذشت شگفتانگيز خضر و موسى
مفسران، در شأن نزول آيات فوق، نقل كردهاند: جمعى از «قريش» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده از عالمى كه موسى عليه السلام مأمور به پيروى از او شد، سؤال كردند، آيات فوق نازل شد.
اصولًا، سه ماجرا در اين سوره (سوره كهف آمده) كه هر سه از يك نظر هماهنگ است: ماجراى «اصحاب كهف» كه قبل از اين گفته شد، داستان موسى و خضر، و داستان ذو القرنين كه بعد از اين مىآيد.
اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان يعنى آنچه به آن خو گرفته و عادت كردهايم، بيرون مىبرد و نشان مىدهد: نه عالم محدود به آن است كه ما مىبينيم، و نه چهره اصلى حوادث، هميشه آن است كه ما در برخورد اول درمىيابيم.
داستان «اصحاب كهف» سخن از جوانمردانى مىگفت كه: براى حفظ ايمانشان پشت پا به همه چيز زدند، و سرانجام آن چنان زندگى عجيبى پيدا كردند كه: براى همه مردم آموزنده شد، و در ماجراى موسى و خضر، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش، به صحنه شگفتانگيزى برخورد مىكنيم كه نشان مىدهد: حتى يك پيغمبر اولو العزم كه آگاهترين افراد به محيط خويش است، باز دامنه علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلمى مىرود كه به او درس بياموزد، او هم درسهائى كه هر يك از ديگرى عجيبتر است به او ياد مىدهد، و چه نكتههاى بسيار مهمى كه در مجموعه اين داستان نهفته شده است.
در نخستين آيه، مىگويد: «به خاطر بياور هنگامى كه موسى به دوست و