تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٨
پرده افكندهايم تا نفهمند! و در گوشهايشان سنگينى قرار دادهايم تا صداى حق را نشنوند» «إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً». «١»
«و لذا اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى هرگز هدايت را پذيرا نخواهند شد» «وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً».
شايد، محتاج به تذكر نباشد كه: خداوند اگر حس تشخيص و قدرت درك و شنيدن را از آنها گرفته، به خاطر همان «ما قَدَّمَتْ يَداهُ» و اعمالى است كه قبلًا انجام دادهاند، و اين كيفر اثر مستقيم اعمال خود آنهاست، بلكه، به تعبير ديگر همان اعمال زشت و ننگين، تبديل به «پرده» و «سنگينى» (كنان و وقر) بر دلها و گوشهايشان، شده است، و اين حقيقتى است كه: بسيارى از آيات قرآن از آن سخن مىگويد، مثلًا در آيه ١٥٥ سوره «نساء» مىخوانيم: بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا:
«خداوند به خاطر كفرشان بر دلهاى آنها مهر نهاده، لذا جز گروه اندكى ايمان نمىآورند».
اما آنها كه از هر بهانهاى براى اثبات مكتب جبر، بهرهگيرى مىكنند بدون اين كه، جملههاى ديگر اين آيه را در نظر بگيرند، و ساير آيات قرآن را كه مفسر آن است در كنار آن بگذارند، به ظاهر تعبير فوق چسبيده، و از آن براى اثبات مكتب خود كمك گرفتهاند، در حالى كه پاسخ آن، همان گونه كه گفتيم كاملًا روشن است.
***
و از آنجا كه برنامه تربيتى خداوند، نسبت به بندگان چنين است كه: تا آخرين مرحله، به آنها فرصت مىدهد، و هرگز مانند جباران روزگار، فوراً اقدام به مجازات نمىكند، بلكه «رحمت واسعه» او هميشه ايجاب مىكند: حداكثر