تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣
مىگويد، مىخواهد طرف مقابل را به زور از افكارش بپيچاند.
بعضى نيز گفتهاند: اصل «جدال» به معنى كشتى گرفتن و ديگرى را بر زمين افكندن است كه در مشاجرات لفظى نيز به كار مىرود.
ولى، منظور از «انسان» در اينجا انسانهاى تربيت نايافته است، و نظير آن در قرآن فراوان است در اين زمينه بحث مشروحى ذيل آيه ١٢ سوره «يونس» آوردهايم. «١»
***
آيه بعد، مىگويد: با اين همه مثالهاى گوناگون و بيانات تكاندهنده و منطقهاى متفاوت كه بايد در هر انسان آمادهاى نفوذ كند، باز گروه كثيرى از مردم ايمان نياوردند: «مانع آنها از ايمان و استغفار از گناهان، به هنگامى كه هدايت الهى به سويشان آمد، تنها اين بود كه: انتظار سرنوشت پيشينيان را داشتند»! «وَ مامَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُالْا وَّلِينَ».
«و يا عذاب الهى در برابر آنان قرار گيرد و با چشم خود آن را ببينند» «أَوْيَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا». «٢»
در حقيقت، اين آيه، اشاره به آن است كه: اين گروه لجوج و مغرور، با ميل و اراده خود، هرگز ايمان نخواهند آورد، تنها در دو حالت ايمان مىآورند: نخست، زمانى كه عذابهاى دردناكى كه اقوام پيشين را در برگرفت، آنها را فرو گيرد.
دوم آن كه: لااقل عذاب الهى را با چشم خود مشاهده كنند، كه اين ايمان