تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢
تفسير:
گوئى تنها منتظر مجازاتند!
اين آيات، يك نوع نتيجهگيرى از مجموع بحثهاى گذشته و نيز اشارهاى به بحثهاى آينده است.
نخستين آيه مىگويد: «ما در اين قرآن براى مردم، هر گونه مثلى را بيان كرديم» «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ».
از تاريخ تكاندهنده گذشتگان نمونههاى مختلفى آورديم، از حوادث دردناك زندگى آنها و خاطرههاى تلخ و شيرين تاريخ، در گوش مردم فرو خوانديم و آن قدر مسائل را زير و رو كرديم، تا دلهائى كه آماده پذيرش است، پذيراى حق گردد، و بر سايرين نيز اتمام حجت شود، و جائى براى ابهام باقى نماند.
ولى با اين حال، گروهى طغيانگر و سركش، هرگز ايمان نياوردند؛ چرا كه «انسان بيش از هر چيز به جدل مىپردازد» «وَ كانَ الْا نْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا».
«صَرَّفْنا» از ماده «تصريف» به معنى تغيير و دگرگون ساختن و از حالى به حال ديگر درآوردن است، هدف، از اين تعبير، در آيه فوق آن است كه: ما در لباسهاى گوناگون و چهرههاى مختلف و به هر زبانى كه امكان تأثير در آن بوده، با مردم سخن گفتهايم.
«جَدَل» به معنى گفتگوئى است كه بر اساس نزاع و تسلط بر ديگرى صورت گيرد، و بنابراين «مجادله» به معنى آن است كه دو نفر در برابر هم به جر و بحث و مشاجره برخيزند.
اين كلمه در اصل- به طورى كه «راغب» مىگويد- از «جَدَلْتُ الْحَبْلَ» (طناب را محكم تابيدم) گرفته شده است، گوئى كسى كه چنين سخنانى