تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
دادهاند.
در تاريخچه «كربلا» چنين مىخوانيم: امام حسين عليه السلام سرور شهيدان در ميان راه به «عبيد اللّه بن حر» برخورد كرد، امام عليه السلام به ديدن «عبيد اللّه» رفت و او احترام فراوان نمود، اما هنگامى كه امام او را دعوت به يارى نمود، او سوگند ياد كرد كه: از «كوفه» بيرون نيامده، مگر به خاطر اين كه: از اين جنگ كنارهگيرى كند، سپس اضافه كرد: من مىدانم اگر با اين گروه نبرد كنى، نخستين كشته خواهى بود، ولى اين شمشير و اسبم را تقديم شما مىكنم.
امام صورت را از او برگردانده فرمود: «هنگامى كه از جان خود مضايقه دارى نيازى به مال تو نداريم» سپس اين آيه را تلاوت كرد: «وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً» (اشاره به اين كه تو گمراهى و گمراهكننده، و شايسته دستيارى نيستى). «١»
به هر حال، نداشتن يار و ياور از اين بهتر است كه: انسان از افراد آلوده و ناپاك يارى بطلبد و آنها را گرد خود جمع نمايد.
***