تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٣
نخست مىگويد: «به ياد آريد زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد، آنها همگى سجده كردند جز ابليس» «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِا دَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ».
اين استثناء، ممكن است اين توهم را به وجود آورد كه: ابليس از جنس فرشتگان بود، در حالى كه فرشتگان معصومند، پس چگونه او راه طغيان و كفر را پوئيد؟!
لذا بلا فاصله اضافه مىكند: «او از جن بود، و سپس از فرمان پروردگارش خارج شد» «كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ».
او از فرشتگان نبود، ولى به خاطر بندگى و اطاعت و قرب به پروردگار در صف فرشتگان جاى گرفت، و حتى شايد معلم آنان بود، اما به خاطر يك ساعت كبر و غرور، آن چنان سقوط كرد، كه همه سرمايه معنويت خود را از دست، داد و راندهترين و منفورترين موجود در درگاه خدا شد.
سپس مىگويد: «با اين حال، آيا او و فرزندانش را به جاى من اولياى خود انتخاب مىكنيد»؟! «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي».
«در حالى كه آنها دشمن شما هستند» «وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ».
دشمنى سرسخت و قسم خورده، كه تصميم به گمراهى و بدبختى همه شما گرفتهاند، و عداوت خود را از روز نخست، نسبت به پدرتان آدم آشكارا اظهار داشتهاند.
«شيطان و فرزندانش را به جاى خدا پذيرا شدن بسيار بد است» «بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا». «١»
راستى چه زشت است كه انسان خداى عالم و آگاه، رحيم و مهربان و فيض