تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
مىكرد.
***
سپس به مراحل ديگر از اين رستاخيز بزرگ، پرداخته، مىگويد: «كتابى كه نامه اعمال همه انسانها است، در آنجا گذارده مىشود» «وَ وُضِعَ الْكِتابُ».
«گنهكاران هنگامى كه از محتواى آن آگاه مىشوند، وحشتزده خواهند شد به گونهاى كه آثار وحشت را در چهرههاشان مىبينى» «فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ».
در اين هنگام فرياد برآورده «مىگويند: اى واى بر ما! اين چه كتابى است؟! هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست، مگر اين كه آن را احصا و شماره كرده است» «وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لايُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها».
همگى را مو به مو، به حساب آورده، ضبط كرده، و چيزى را فروگذار ننموده است، راستى چه وحشتناك است؟ ما همه اين اعمال را به دست فراموشى سپرده بوديم، آن چنان كه گاهى فكر مىكرديم، اصلًا خلافى از ما سر نزده، اما امروز مىبينيم بار مسئوليتمان بسيار سنگين، و سرنوشتمان تاريك است!.
علاوه بر اين سند كتبى، اصولًا «همه اعمال خود را حاضر مىبينند»! «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً».
خوبىها و بدىها، ظلمها و عدلها، هرزگىها و خيانتها، همه، و همه در برابر آنها تجسم مىيابد!.
در واقع آنها گرفتار اعمال خودشان هستند: «و پروردگار تو به احدى ظلم نمىكند» «وَ لايَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً».
آنچه دامن آنها را مىگيرد كارهائى است كه در اين جهان انجام دادهاند