تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩
مىشويد، همچون گلى پرطراوت، سپس پير و ناتوان، به مانند گلهاى پژمرده خشكيده، و برگهاى زرد و افسرده، و سپس طوفان اجل، شما را درو مىكند و بعد از چند صباحى، خاكهاى پوسيده شما به كمك طوفانها به هر سو پراكنده مىگردد.
ولى اين ماجرا گاهى به صورت غير طبيعى است و در نيمه راه زندگى، صاعقه يا طوفانى آن را پايان مىدهد، آن گونه كه در آيه ٢٤ سوره «يونس» آمده است: إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْا رْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْا نْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْا رْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْتَغْنَ بِالْا مْسِ:
«زندگى دنيا همانند آبى است كه از آسمان نازل كردهايم كه: بر اثر آن، گياهان گوناگون كه مردم و چهارپايان از آن مىخورند، مىرويد، تا زمانى كه روى زمين زيبائى خود را از آن گرفته، و اهل آن مطمئن مىشوند، ناگهان فرمان ما شب هنگام يا در روز فرا مىرسد (سرما يا صاعقهاى را بر آن مسلط مىسازيم) و آن چنان آن را درو مىكنيم كه گوئى هرگز نبوده است»!.
بسيار مىشود كه: حوادث نيمه راه زندگى باعث نابودى آن نمىگردد، و مسير طبيعى خود را طى مىكند ولى پايان آن نيز پژمردگى، پراكندگى، فنا و نيستى است، همان گونه كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده است.
بنابراين، زندگى دنيا چه راه طبيعى خود را طى كند، و چه نكند، دير يا زود، دست فنا دامانش را خواهد گرفت.
***
٢- عوامل غرورشكن
گفتيم، بسيارى از مردم با پيدا كردن امكانات مادى، و رسيدن به مال و مقام