تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧
پسران را سرمايه و نيروى فعال انسانى مىدانستند، نه دختران.
به هر حال همان گونه كه ديديم، پابرجاترين اموال كه عبارت از باغ، زمين زراعتى و چشمه آب بود، چگونه در چند لحظه نابود شد! در مورد فرزندان نيز گذشته از آن كه حيات و سلامتشان هميشه آسيبپذير است، گاهى، به صورت دشمنانى در مىآيند كه: به جاى كمك بودن، مزاحم سرسختى خواهند شد!
سپس، اضافه مىكند: «باقيات صالحات، يعنى ارزشهاى پايدار و شايسته، نزد پروردگارت ثوابش بهتر و اميدبخشتر است» «وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا».
گر چه، جمعى از مفسران خواستهاند: مفهوم «باقيات صالحات» را در دائره خاصى، مانند نمازهاى پنجگانه، يا ذكر «سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»، و امثال آن، محدود كنند ولى روشن است: مفهوم اين تعبير، آن چنان وسيع و گسترده است كه: هر فكر، ايده، گفتار و كردار صالح و شايستهاى را شامل مىشود كه، طبعاً باقى مىماند و اثرات و بركاتش در اختيار افراد و جوامع قرار مىگيرد.
اگر مىبينيم، در بعضى از روايات، به نماز شب، و يا مودت اهل بيت عليهم السلام تفسير شده، بدون شك منظور، بيان مصداقهاى روشن است، نه منحصر ساختن مفهوم در اين امور.
به خصوص اين كه: در پارهاى از اين روايات، «مِنْ» كه دلالت بر تبعيض مىكند، به كار رفته است.
مثلًا در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: لاتَسْتَصْغِرْ مَودَّتَنا فَإِنَّها مِنَ الْباقِياتِ الصَّالِحاتِ: «دوستى ما را كوچك مشمر كه از باقيات صالحات است». «١»