تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
آن بلا نيست، تصميم بر تغيير مسير خود مىگيرد، اما چون ريشهاى در اعماق جانش ندارد، با خاموش شدن آن طوفان اين تفكر نيز خاموش مىشود، و درست به خط اول بازمىگردد.
اگر در سوره «نساء» آيه ١٨ مىخوانيم: به هنگام مشاهده نشانههاى مرگ، درهاى توبه به روى انسان بسته مىشود، نيز، دليلش همين است.
و اگر مىبينيم، قرآن در سوره «يونس»، آيات ٩٠ و ٩١ درباره فرعون مىگويد: هنگامى كه غرق شدن او نزديك شد و در ميان امواج مىغلطيد، صدا زد: من به خداى يگانه، خداى بنى اسرائيل، ايمان آوردم، اما اين توبه هرگز از او قبول نشد، آن نيز دليلش همين است.
د- نه فقر دليل ذلت است و نه ثروت دليل عزت، اين درس ديگرى است كه آيات فوق به ما مىآموزد.
البته در جوامع مادى و مكتبهاى مادهگرا، غالباً اين توهم پيش مىآيد كه:
فقر و ثروت دليل ذلت و عزت است، به همين دليل مىبينيم: مشركان عصر جاهليت از يتيم بودن و يا تهيدستى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تعجب كرده مىگفتند: «چرا اين قرآن بر يكى از ثروتمندان مكّه و طائف نازل نشده»؟ (لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُعَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ). «١»
ه- راه شكستن غرور، يك انسان آزاده هنگامى كه وسوسههاى غرور به خاطر مال و مقام، در اعماق دلش جوانه مىزند، بايد ريشه آن را با توجه به تاريخچه پيدايش خودش قطع كند، آن روز كه خاك بى ارزش بود، آن روز كه نطفه ناتوانى بود، آن روز كه به صورت نوزادى ضعيف و غير قادر بر حركت از مادر متولد گشت. همان گونه كه: قرآن در آيات فوق براى شكستن غرور آن