تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
«خدا مىتواند بهتر از باغ تو را در اختيار من بگذارد» «فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ».
نه تنها بهتر از آنچه تو دارى، به من بدهد بلكه: «خداوند صاعقهاى از آسمان بر باغ تو فرستد و در مدتى كوتاه اين سرزمين سرسبز و خرم را به سرزمين بى گياه و لغزندهاى تبديل كند» «وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً».
***
يا به زمين فرمان دهد تكانى بخورد «و اين چشمه و نهر جوشان در اعماق آن فرو برود، آن چنان كه هرگز قدرت جستجوى آن را نداشته باشى» «أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً».
«حُسْبان» (بر وزن لقمان) در اصل از ماده «حساب» گرفته شده، سپس به معنى تيرهائى كه به هنگام پرتاب كردن آن را شماره مىكنند آمده، و نيز به معنى مجازاتى است كه روى حساب دامنگير اشخاص مىگردد، و در آيه فوق منظور همين است.
«صَعِيد» به معنى قشر روى زمين است (در اصل از ماده «صعود» گرفته شده).
«زَلَق» به معنى سرزمينى صاف و بدون هيچ گونه گياه است آن چنان كه پاى انسان بر روى آن بلغزد (امروز براى اين كه شنهاى روان را ثابت كنند و از فرو رفتن آبادىها در زير طوفانهاى شن جلوگيرى به عمل آورند، سعى مىكنند، گياهان، نباتات و درختانى در آنها برويانند و به اصطلاح از آن حالت زلق و لغزندگى، بيرون آيد و مهار شود).
در واقع، آن مرد با ايمان و موحّد، رفيق مغرور خود را هشدار داد كه بر اين