تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
تفسير:
ترسيمى از موضع مستكبران در برابر مستضعفان
در آيات گذشته ديديم: چگونه دنياپرستان سعى داشتند در همه چيز از آن مردان حق كه تهيدستاند، فاصله بگيرند، و سرانجام كارشان را در جهان ديگر نيز خوانديم.
آيات مورد بحث، با اشاره، به سرگذشت دو دوست، يا دو برادر كه هر كدام الگوئى براى يكى از اين دو گروه بودهاند، طرز تفكر، گفتار، كردار و موضع اين دو گروه را مشخص مىكند.
نخست، مىگويد: «اى پيامبر! داستان آن دو مرد را، به عنوان ضرب المثل، براى آنها بازگو كن كه: براى يكى از آنها، دو باغ از انواع انگورها قرار داده بوديم، و در گرداگرد آن، درختان نخل، سر به آسمان كشيده بود، و در ميان اين دو زمين زراعت پر بركتى وجود داشت» «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِا حَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً».
باغ و مزرعهاى كه همه چيزش جور بود، هم انگور و خرما داشت و هم گندم و حبوبات ديگر، مزرعهاى كامل و خودكفا.
***
«اين دو باغ از نظر فرآوردههاى كشاورزى كامل بودند، درختان به ثمر نشسته، و زراعتها خوشه بسته بود، و هر دو باغ چيزى فروگذار نكرده بودند» «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْتَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً».
از همه مهمتر آب، كه مايه حيات همه چيز مخصوصاً باغ و زراعت است، به حد كافى در دسترس آنها بود؛ چرا كه «ميان اين دو باغ نهر بزرگى از زمين بيرون فرستاده بوديم» «وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً».
***