تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
توحيد قدردانى كردند.
و نيز ديديم در اين مدت، چگونه بدنهاى آنها را از گزند حوادث حفظ كرد، و رعب و وحشت را سپرى براى محافظت آنها در مقابل مهاجمين قرار داد.
و: آنها در اين داستان، درس «پاكى تغذيه» حتى در سختترين شرائط را، به ما آموختند؛ چرا كه غذاى جسم انسان، اثر عميقى در روح، فكر و قلب انسان دارد، و آلوده شدن به غذاى حرام و ناپاك، انسان را از راه خدا و تقوا دور مىسازد.
ز: لزوم تكيه بر مشيت خدا، استمداد از لطف او، و گفتن «ان شاء اللّه» در خبرهائى كه از آينده مىدهيم، درس ديگرى بود كه در ضمن اين داستان آموختيم.
ح: ديديم: قرآن، از آنها به عنوان «جوانمردان» (فِتْيَة) ياد مىكند، در حالى كه، طبق بعضى از روايات آنها از نظر سن، جوان نبودند، و اگر قبول كنيم كه آنها در آغاز، وزيران شاه جبار بودند، نيز مىتوان پذيرفت كه سن و سالى داشتند، اين نشان مىدهد كه: منطق قرآن در مورد جوانى، همان رعايت اصول جوانمردى، يعنى پاكى، گذشت، شهامت و رشادت است.
ط: لزوم بحث منطقى در برخورد با مخالفان، درس آموزنده ديگر اين داستان است؛ چرا كه آنها به هنگامى كه مىخواستند آئين شركآلود محيطشان را مورد انتقاد قرار دهند، به دلائل منطقى متوسل مىشدند، كه نمونههائى از آن را، در آيات ١٥ و ١٦ همين سوره خوانديم.
اصولًا، اساس كار همه پيامبران و رهبران الهى، در برخورد با مخالفان، بحث آزاد و منطقى بوده، و توسل به زور، آن هم براى خاموش كردن آتش فتنه، منحصر به مواردى بوده كه بحث منطقى مؤثر نمىافتاده، يا مانع بحثهاى منطقى مىشدند.
ى: بالاخره مسأله امكان معاد جسمانى و بازگشت انسانها به زندگى مجدد