تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
«فلسطين» را از چنگال يهود بيرون آورند، و نفوذ يهود از «مسجد اقصى» به كلّى قطع شد.
و منظور از فساد دوم هجوم بنى اسرائيل با اتكاى نيروهاى استعمارى جهانخوار و اشغال سرزمينهاى اسلامى و گرفتن بيت المقدس و مسجد الاقصى است.
و به اين ترتيب، بايد مسلمانان در انتظار پيروزى دوم بر بنى اسرائيل باشند، به طورى كه «مسجد اقصى» را از چنگال آنها بيرون آورند، و نفوذشان را از اين سرزمين اسلامى به كلّى قطع كنند، اين همان چيزى است كه همه مسلمين جهان در انتظار آنند و وعده فتح و نصرت الهى است، نسبت به مسلمانان. «١»
و تفاسير ديگرى كه ذكر آنها چندان قابل ملاحظه نيست.
البته، در تفسير چهارم و پنجم بايد فعلهاى ماضى كه در آيه ذكر شده است، همه به معنى مضارع باشد، و البته اين معنى در جائى كه فعل بعد از حروف شرط واقع مىشود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست.
اما ظاهر آيه «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً»، آن است كه: حداقل، فساد اول بنى اسرائيل، و انتقام آن در گذشته واقع شده است.
از همه اينها گذشته، مسأله مهمى كه: بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است كه: ظاهر تعبير «بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ» (ما گروهى از بندگان خود را كه قدرت جنگى زيادى داشتند بر ضد شما مبعوث كرديم، نشان مىدهد: گروه انتقامگيرنده، مردان با ايمان بودند كه شايسته نام «عِباد» و عنوان «لَنا» و همچنين «بَعَثَنا» بودهاند، و اين معنى در بسيارى از تفاسير كه در بالا گفته