تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣
ارزش و ثبات آن بكاهد.
و- و در آخرين جمله مىگويد: تنها پناهگاه در عالم او است، و طبعاً او از تمام پناهندگان خويش آگاهى دارد.
***
نكتهها:
١- داستان اصحاب كهف در احاديث اسلامى
درباره «اصحاب كهف» روايات فراوانى در منابع اسلامى ديده مىشود كه، بعضاً از نظر اسناد قابل اعتماد نمىباشند، و به همين دليل، در ميان بعضى از آنها تضاد و اختلاف وجود دارد.
از ميان روايات، روايتى كه «على بن ابراهيم قمى»، در تفسيرش آورده از نظر متن، مضمون و هماهنگى با آيات قرآن، بهتر به نظر مىرسد كه: خلاصهاش چنين است:
امام صادق عليه السلام در مورد «اصحاب كهف و رقيم» چنين فرمود: آنها در زمان پادشاه جبار و گردنكشى بودند كه: اهل كشور خود را به پرستش بتها دعوت مىكرد، و هر كس دعوت او را اجابت نمىنمود، به قتل مىرساند، اين گروه (اصحاب كهف) جمعيتى با ايمان بودند كه: خداوند بزرگ را پرستش مىكردند (ولى ايمان خود را از دستگاه شاه جبار مكتوم مىداشتند).
شاه جبار مأمورانى بر دروازه پايتخت گماشته بود كه هر كس مىخواست بيرون رود، مجبور بود بر بتانى كه در آنجا قرار داشت سجده كند.
اين گروه با ايمان، هر طور بود- به عنوان صيد كردن- از شهر بيرون آمده (تصميم داشتند به شهر خود- كه محيط بسيار آلودهاى بود- ديگر باز نگردند).
در مسير خود، به چوپانى برخورد كردند، او را دعوت به خداوند يگانه