تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤
٢- «واو» در جمله «وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ»
در آيات فوق، جمله «رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ» و «سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ» هر دو بدون واو آمده است، در حالى كه جمله «وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ» با «واو» شروع مىشود.
از آنجا كه تمام تعبيرات قرآن، حتماً داراى نكتهاى است، مفسران در معنى اين «واو» سخن فراوان گفتهاند.
شايد بهترين تفسير، اين باشد كه: اين «واو» اشاره به آخرين سخن، و آخرين حرف است، چنان كه در ادبيات امروز نيز اخيراً اين تعبير معمول شده كه هنگام برشمردن چيزى، تمام افراد آن بحث را بدون واو ذكر مىكنند، اما آخرين آنها حتماً با واو خواهد بود، مثلًا مىگوئيم: «زيد، عمر، حسن و محمّد آمدند» اين واو اشاره به پايان كلام و بيان آخرين مصداق و موضوع است.
اين سخن از مفسر معروف «ابن عباس» نقل شده، و بعضى از مفسران ديگر آن را تأييد كرده و ضمناً خواسته است از همين كلمه «واو»، تأييدى براى اين كه: عدد واقعى اصحاب كهف عدد هفت بوده است استفاده كند؛ زيرا قرآن پس از بيان گفتههاى بىاساس ديگران، عدد حقيقى آنها را در پايان بيان كرده است.
بعضى ديگر از مفسران مانند «فخر رازى» و «قرطبى» تفسير ديگرى براى اين «واو» نقل كردهاند كه، خلاصهاش چنين است: عدد هفت نزد عرب به عنوان يك عدد كامل شمرده مىشود، به همين جهت، تا هفت را بدون واو، ذكر مىكنند، اما همين كه از اين عدد گذشتند، «واو» كه دليل آغاز كلام و استيناف است مىآورند، لذا در اصطلاح ادباء عرب به «واو ثمانيه» معروف شده است.
در آيات قرآن نيز، غالباً به اين مطلب برخورد مىكنيم كه: مثلًا در سوره «توبه» آيه ١١٢ هنگامى كه صفات مجاهدان فى سبيل اللّه را مىشمرد، هفت