تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
٢- تقيّه سازنده
از تعبيرات آيات فوق، به خوبى استفاده مىشود «اصحاب كهف» اصرار داشتند در آن محيط، كسى از جايگاه آنها آگاه نشود، مبادا آنها را مجبور به قبول آئين بتپرستى كنند، و يا به بدترين وضعى آنها را به قتل برسانند، يعنى سنگسارشان كنند، آنها مىخواستند ناشناخته بمانند، تا از اين طريق، بتوانند نيروى خود را براى مبارزات آينده، و يا لااقل براى حفظ ايمان خويش، نگهدارند.
اين خود يكى از اقسام «تقيه سازنده» است، زيرا حقيقت تقيه اين است كه:
انسان از به هدر دادن نيروها جلوگيرى كند، و با پوشاندن خويش، يا عقيده خويش، موجوديت خود را حفظ نمايد، تا در موقع لزوم، بتواند به مبارزات مؤثر خود ادامه دهد.
بديهى است آنجا كه: اخفاى عقيده، باعث شكست هدف و برنامهها است در اينجا تقيه ممنوع است، بايد همه چيز را آشكار كرد، وَ لَوْ بَلَغَ ما بَلَغَ: «هر آنچه باداباد»!.
***
٣- كانون قرآن لطف است
جمله «وَ لْيَتَلَطَّفْ» كه طبق مشهور، درست نقطه وسط قرآن مجيد از نظر شماره كلمات است، خود، داراى لطف خاص و معنى بسيار لطيفى است، زيرا از ماده «لطف و لطافت» گرفته شده، كه در اينجا به معنى دقت و ظرافت به خرج دادن است، يعنى مأمور تهيه غذا آن چنان برود و بازگردد كه هيچ كس از ماجراى آنها آگاه نشود.
بعضى از مفسران گفتهاند: منظور لطافت در خريدن غذا است، به گونهاى كه