تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦
ذاتَ الشِّمالِ».
تا خون بدنشان در يك جا متمركز نشود، و فشار و سنگينى در يك زمان طولانى روى عضلاتى كه بر زمين قرار داشتند، اثر زيانبار نگذارد.
٥- در اين ميان «سگى كه همراه آنها بود بر دهانه غار دستها را گشوده و به حالت نگهبانى خوابيده بود» «وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ».
«وَصِيْد» چنان كه «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: در اصل به معنى اطاق و انبارى است كه در كوهستان براى ذخيره اموال ايجاد مىكنند، و در اينجا به معنى دهانه غار است.
با اين كه: در آيات قرآن تاكنون سخنى از سگ «اصحاب كهف» نبوده، ولى قرآن مخصوصاً در ذكر داستانها گاه تعبيراتى مىكند كه از آن مسائل ديگرى نيز روشن مىشود، از جمله بيان حالت سگ اصحاب كهف در اينجا، نشان مىدهد:
آنها سگى نيز به همراه داشتند كه پا به پاى آنها راه مىرفت، و گوئى مراقب و نگاهبانشان بود.
در اين كه: اين سگ از كجا، با آنها همراهى كرد؟ آيا سگ «صيد» آنها بود؟
و يا سگ چوپانى بود كه در وسط راه به او برخوردند، و هنگامى كه چوپان آنها را شناخت حيوانات را رو به سوى آبادى روانه كرد و خود كه- جوياى حقيقت و طالب ديدار يار بود- با اين پاكبازان همراه شد، و سگ نيز دست از دامنشان برنداشت و به راه خود ادامه داد كدام است؟ از قرآن نكتهاى استفاده نمىشود.
اما آيا مفهوم اين سخن آن نيست كه: در راه رسيدن به حق، همه عاشقان اين راه، مىتوانند گام بگذارند، و درهاى كوى دوست، به روى كسى بسته نيست، از وزيران توبهكار شاه جبار گرفته، تا مرد چوپان، و حتى سگش؟!
مگر نه اين است كه: قرآن مىگويد: تمام ذرات موجودات در زمين و