تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
قسمتهاى وسط غار را انتخاب كرده بودند، كه هم از چشم بينندگان دور بود، و هم از تابش مستقيم آفتاب.
در اينجا قرآن رشته سخن را قطع مىكند، و به يك نتيجهگيرى معنوى مىپردازد؛ چرا كه ذكر همه اين داستانها براى همين منظور است.
مىگويد: «اين از آيات خدا است، هر كس را خدا هدايت كند، هدايتيافته واقعى او است، و هر كس را گمراه نمايد، سرپرست و راهنمائى هرگز براى او نخواهى يافت» «ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُرْشِداً».
آرى آنها كه در راه خدا گام بگذارند، و براى او به جهاد برخيزند در هر قدمى آنان را مشمول لطف خود مىسازد، نه فقط در اساس كار، كه در جزئيات هم لطفش شامل حال آنها است.
***
٣- خواب آنها يك خواب عادى و معمولى نبود، «اگر به آنها نگاه مىكردى، خيال مىكردى آنها بيدارند، در حالى كه در خواب فرو رفته بودند»! «وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ».
و اين نشان مىدهد كه: چشمان آنها كاملًا باز بوده است، درست همانند يك انسان بيدار، اين حالت استثنائى شايد براى آن بوده كه: حيوانات موذى به آنان نزديك نشوند؛ چرا كه از انسان بيدار مىترسند، و يا به خاطر اين كه: منظره رعبانگيزى پيدا كنند كه هيچ انسانى جرأت ننمايد به آنها نزديك شود، و اين خود يك سپر حفاظتى براى آنها بوده باشد.
٤- براى اين كه بر اثر گذشت ساليان دراز، از اين خواب طولانى، اندام آنها نپوسد: «ما آنها را به سمت راست و چپ مىگردانديم» «وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ