تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨
از دلها، و نشاندن نهال توحيد در قلبها، تلاش و كوشش كردند، اما آن قدر غوغاى بت و بتپرستى در آن محيط بلند بود و خفقان ظلم و بيدادگرى شاه جبار، نفسهاى مردان خدا را در سينهها حبس كرده بود كه، نغمههاى توحيدى آنها در گلويشان گم شد.
ناچار براى نجات خويشتن، و يافتن محيطى آمادهتر، تصميم به «هجرت» گرفتند، لذا در ميان خود به مشورت پرداختند: به كجا بروند؟ و به كدام سو حركت نمايند؟ و با يكديگر چنين گفتند:
***
«هنگامى كه از اين قوم بتپرست و آنچه را جز خدا مىپرستند، كنارهگيرى كرديد، و حساب خود را از آنها جدا نموديد، به غار پناهنده شويد» «وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ».
«تا پروردگار شما رحمتش را بر شما بگستراند و راهى به سوى آرامش، آسايش و نجات از اين مشكل به رويتان بگشايد» «يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً».
«يُهَيِّئ» از ماده «تهيه» به معنى آماده ساختن است.
و «مِرْفَق» به معنى چيزى است كه وسيله لطف، راحتى و رفق باشد، بنابراين، مجموع جمله «يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً» يعنى خداوند، وسيله لطف و راحتى شما را فراهم مىسازد.
بعيد نيست، «نشر رحمت» كه در جمله اول آمده است، اشاره به الطاف معنوى خداوند باشد، در حالى كه جمله دوم به جنبههاى جسمانى، نجات و آرامش مادى اشاره مىكند.
***