تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩
عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ».
اين قوم جنگجو، آن چنان بر شما هجوم مىآورند كه حتى براى يافتن افراد محرمتان «هر خانه و ديارى را جستجو مىكنند» «فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ».
«و اين يك وعده قطعى و تخلّفناپذير خواهد بود» «وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا».
***
سپس، الطاف الهى بار ديگر به سراغ شما آمد «و شما را بر آن قوم مهاجم پيروز كرديم» «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ».
«و شما را به وسيله اموال و ثروت سرشار، فرزندان و نفرات بسيار تقويت نموديم» «وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ».
«آن چنان كه نفرات شما بر نفرات دشمن، فزونى گرفت» «وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً». «١»
***
اين گونه الطاف الهى شامل حال شما مىشود، شايد به خود آئيد و به اصلاح خويشتن بپردازيد، دست از زشتىها برداريد و به نيكىها رو آريد، چرا كه:
«اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كردهايد و اگر بدى كنيد به خود بدى كردهايد» «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لا نْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها».
اين، يك سنّت هميشگى است نيكىها و بدىها سرانجام به خود انسان باز مىگردد، هر ضربهاى كه انسان مىزند بر پيكر خويشتن زده است، و هر خدمتى به ديگرى مىكند، در حقيقت به خود كرده است، ولى مع الأسف، نه آن مجازات شما را بيدار مىكند، و نه اين نعمت و رحمت مجدّد الهى، باز هم به