تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
با زبان!
اين نكته نيز شايان توجه است كه: معنى اعتقاد به بزرگى خدا اين نيست كه او را در مقايسه با موجودات ديگر برتر و بالاتر بدانيم، بلكه چنين مقايسهاى اصلًا غلط است، ما بايد او را برتر از آن بدانيم كه با چيزى قابل مقايسه باشد چنان كه امام صادق عليه السلام در گفتار كوتاه و پر معنى خود به ما تعليم فرموده است آنجا كه در حديث مىخوانيم:
كسى نزد آن حضرت گفت: اللّه اكبر!
امام فرمود: خدا از چه چيز بزرگتر است؟
عرض كرد: از همه چيز!
امام فرمود: با اين سخن خدا را محدود كردى (چون او را مقايسه با موجودات ديگر نمودى، و برتر از آنها شمردى).
آن مرد پرسيد: پس چه بگويم؟
فرمود: بگو: اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ: «خدا برتر از آن است كه به وصف درآيد». «١»
اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم و از آنچه ديدهايم و نوشتيم و خواندهايم!
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر! ما همچنان در اول وصف تو ماندهايم!
جالب اين كه: در حديث ديگرى كه از همان امام عليه السلام نقل شده مىخوانيم:
هنگامى كه يكى از اصحاب، عرض كرد، منظور بزرگتر بودن خدا از همه چيز است، امام فرمود: وَ كانَ ثُمَّ شَىْءٌ فَيَكُونُ أَكْبَرُ مِنْهُ: «آيا اصولًا در برابر ذات خدا