تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
ديگر اين كه: اين بايد الگوئى باشد براى همه اعمال ما و تمام برنامههاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى، بايد همه اينها دور از افراط كارىها و تندروىها، و تفريطكارى، مسامحه و سهلانگارى باشد، و اصل اساسى «وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا» كه در آيه فوق آمده، همه جا رعايت گردد.
***
سرانجام به آخرين آيه اين سوره (سوره اسراء) مىرسيم، آيهاى كه با حمد خداوند سوره را پايان مىدهد، همان گونه كه با تسبيح ذات پاك او سوره آغاز شده بود، و در حقيقت اين آيه نتيجهاى است بر كلّ بحثهاى توحيدى اين سوره و محتواى همه آن مفاهيم توحيدى.
روى سخن را به پيامبر كرده، چنين مىگويد: «بگو! حمد و سپاس، مخصوص خداوندى است كه: نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در حكومت، مالكيت جهان دارد، و نه سرپرستى براى حمايت در برابر ذلت و ناتوانى» «وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْيَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْيَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْيَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ».
و چنين خدائى با چنان صفات، از هر چه فكر كنى برتر و بالاتر است «بنابراين او را بزرگ دار و به عظمت بىانتهايش آشنا شو!» «وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً».
***
نكتهها:
١- تناسب صفات سهگانه
در آيه فوق، به سه قسمت از صفات خدا اشاره شده كه، با توجه به فرمان ذيل آيه، به چهار صفت تكميل مىشود:
نخست «نفى فرزند» است؛ چرا كه داشتن فرزند، هم دليل بر نياز، و هم جسمانى بودن، و هم شبيه و نظير داشتن است، و خداوند نه جسم است، نه نياز