تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩
رحمان، رحيم، جواد و كريم ... در وجودمان مىباشد تا هم بهشتىمان كند و هم دعايمان در همه حال مستجاب!
در حديثى كه مرحوم «صدوق» در كتاب «توحيد» از «هشام بن حكم» نقل كرده، چنين مىخوانيم: «هشام» مىگويد: از امام عليه السلام پيرامون نامهاى خدا و مبدأ اشتقاق اين نامها (يعنى اصلى كه اين نام از آن گرفته شده) سؤال كردم، و گفتم:
«اللّه» از چه چيز مشتق است؟.
امام عليه السلام فرمود: اى هشام! از «الَهَ» (كه به معنى تحير است) گرفته شده و «اله» مفهومش اين است كه: مألوهى داشته باشد (كسى كه حيران و سرگردان در شناخت عمق ذات او است).
ولى اى هشام! اين را بايد بدانى كه «اسم» غير از «مسمى» است، كسى كه تنها «اسم» را پرستش كند، بدون معنى و محتوا، كافر است، و در حقيقت چيزى را نپرستيده، و كسى كه «اسم و مسمى» هر دو را پرستش كند، او هم كافر است زيرا دوگانهپرست است!.
اما كسى كه تنها «مسمى» را بپرستد، نه اسم را (بلكه اسم را نشانه و علامتى براى رسيدن به آن معنى بداند) اين حقيقت توحيد راستين است، فهميدى اى هشام؟!
مىگويد: عرض كردم: كمى بيشتر برايم توضيح دهيد.
فرمود: خداوند بزرگ ٩٩ اسم، دارد اگر هر اسمى مسمائى داشت بايد ٩٩ خدا داشته باشيم، ولى «اللّه» نامى است كه به همه اين صفات اشاره مىكند، و به هر حال همه نامهاى او غير از ذات او است.
اى هشام! «نان» نام خوردنى است، و «آب» نام نوشيدنى، و «لباس» نام پوشيدنى است، و «آتش» نام آن ماده سوزنده است (اما همه اينها نام است، آنچه را ما مىخوريم، مىنوشيم، مىپوشيم و از سوزش آن مىهراسيم نام نيست، بلكه