تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٧
مىدهد). «١»
***
تفسير:
آخرين بهانهها
به دنبال ايرادهاى سست و بى اساسى كه در آيات گذشته، از زبان مشركان مطرح و پاسخ داده شد، در اين سلسله آيات، به آخرين بهانههاى آنها مىرسيم، و آن، اين كه: آنها مىگفتند: چرا پيامبر، خدا را به نامهاى متعددى مىخواند با اين كه: مدعى توحيد است قرآن در پاسخ آنها مىگويد:
«بگو! شما او را به نام اللّه بخوانيد و يا به نام رحمان، هر كدام را بخوانيد فرق نمىكند، براى او نامهاى متعدد نيك است» «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيّاً ما تَدْعُوا فَلَهُ الْا سْماءُ الْحُسْنى».
اين كوردلان، حتى از زندگى روزمره خود غافل بودند كه: گاه، براى يك شخص، يا يك مكان و مانند آن اسمهاى مختلفى مىگذارند كه، هر كدام معرف يكى از زواياى وجود او است.
آيا با اين حال، تعجب دارد، خدائى كه وجودش از هر نظر بى نهايت است، منبع و سرچشمه همه كمالات، همه نعمتها، تمام نيكىها و گرداننده اصلى همه چرخهاى اين جهان، به تناسب هر كارى كه انجام مىدهد و هر كمالى كه ذات مقدسش دارد، نام مخصوص داشته باشد؟!.
اصولًا- خدا را با يك نام نمىتوان خواند، و نمىتوان شناخت، بلكه نامهاى او بايد همچون صفاتش بى پايان باشد، تا بتواند بيانگر آن ذات شود، ولى از آنجا كه الفاظ ما، مانند همه چيزمان، محدود است، نمىتوانيم جز نامهاى