تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
آنها است.
و نيز به كار بردن فعل مضارع در «يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً» (خشوع آنها افزون مىشود) دليل ديگرى بر اين است كه: هرگز در يك حال متوقف نمىمانند و هميشه به سوى قلّه تكامل پيش مىروند، و هر زمان خشوع آنها افزون مىگردد (خشوع، حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه انسان در مقابل شخص و يا حقيقتى داشته باشد).
***
نكتهها:
١- برنامهريزى براى تعليم و تربيت
يكى از درسهاى مهم كه آيات فوق به ما مىآموزد، لزوم برنامهريزى براى هر گونه انقلاب فرهنگى، فكرى و اجتماعى، و هر گونه برنامه تربيتى است؛ چرا كه اگر چنين برنامهاى تنظيم نگردد، و در مقاطع مختلف هر كدام به موقع خود پياده نشود، شكست قطعى است، حتى قرآن مجيد، يكجا بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نشد، هر چند در علم خدا يكجا بود و يك بار در شب قدر مجموعاً بر پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه شد، اما نزول اجرائى آن در طول ٢٣ سال در مقطعهاى مختلف زمانى و با برنامهريزى دقيق بود.
جائى كه خدا با آن قدرت و علم بىپايانش، چنين كند، تكليف انسانها روشن است.
اصولًا- اين يك قانون و سنت الهى است كه نه تنها در عالم «تشريع» بلكه در عالم «تكوين» نيز عينيت دارد، هرگز شنيدهايد: كودكى از مادر يك شبه متولد شود؟ و يا ميوهاى بر درخت يك ساعته شيرين و رسيده گردد؟
بنابراين، چگونه مىتوان انتظار داشت- مخصوصاً در مرحله سازندگى يك جامعه از نظر فكرى و فرهنگى و يا از نظر اقتصادى و سياسى- يك شبه، همه