تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
يعنى هيچ يك از اين وسائل و اسباب، و همچنين انسانها، غير انسانها و خدايان پندارى، نمىتوانند به فرياد آنها برسند و از گمراهى و بدبختى نجاتشان بخشند.
پس از آن به صورت يك تهديد قاطع و كوبنده، صحنهاى از صحنههاى قيامت را كه نتيجه قطعى اعمال آنها است به آنها نشان مىدهد، مىفرمايد:
«و ما آنها را در روز قيامت بر صورتهايشان محشور مىكنيم» «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ».
به جاى اين كه: مستقيم و ايستاده راه بروند فرشتگان عذاب آنان را به صورتشان بر زمين مىكشند.
بعضى نيز اين احتمال دادهاند كه: اين گنهكاران چون در آنجا قادر به راه رفتن نيستند، همچون خزندگان بر صورت و سينه مىخزند، و با حالى دردناك و ذلت بار پيش مىروند.
آرى، آنها از نعمتهاى بزرگى همچون پاها براى راه رفتن محرومند؛ چرا كه در اين جهان از اين وسائل در راه سعادت استفاده نكردند، بلكه آنها را در مسير گناه به كار گرفتند.
و نيز «آنها در حالتى كه نابينا و لال و كر هستند به آن دادگاه بزرگ وارد مىشوند» «عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمّاً».
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: از آيات ديگر قرآن، استفاده مىشود:
مجرمان و دوزخيان، هم مىبينند، هم مىشنوند و هم سخن مىگويند «١» پس