تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
چرا كه او از حال بندگانش آگاه، و نسبت به كارشان بينا است» «قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً». «١»
در حقيقت، دو هدف از بيان اين عبارت در نظر بوده است:
نخست اين كه: مخالفان متعصب لجوج را تهديد كند كه، خداوندِ آگاه و بينا، شاهد و گواه اعمال ما و شما است، گمان نكنيد از محيط قدرت او بيرون خواهيد رفت، و يا چيزى از اعمالتان بر او مخفى مىماند.
ديگر اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله با بيان اين عبارت، ايمان قاطع خود را به آنچه گفته است ظاهر سازد؛ چرا كه قاطعيت گوينده در سخن خود، اثر عميق روانى در شنونده دارد، باشد كه اين تعبير محكم و قاطع، كه توأم با يك نوع تهديد ملايم نيز مىباشد در آنها اثر بگذارد، قلبشان را تكان دهد و فكرشان را بيدار كند و به راه راست بخواند.
***
آنگاه اضافه مىكند: «تنها كسى هدايت مىيابد كه: خدا نور هدايت را به قلبش بيفكند» «وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ».
«اما آنها كه خدا (به خاطر اعمالشان) گمراه ساخته است، هرگز اولياء، راهنما و سرپرستى جز خدا براى آنها نخواهى يافت» «وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ».
تنها راه اين است كه: باز هم به سوى او بازگردند، و نور هدايت از او بطلبند.
اين دو جمله، در حقيقت اشاره به اين است كه: تنها استدلالات قوى و كوبنده كافى براى ايمان آوردن نيست، بلكه، تا توفيق الهى و شايستگى هدايت در او پيدا نشود، محال است ايمان بياورد.