تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
بهانهجويان عصر ما كه بعضاً اصرار در نفى هر گونه معجزه براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دارند، شده است.
آنها اين آيات را روشنترين آياتى مىشمرند كه نفى اعجاز از پيامبر مىكند؛ چرا كه مخالفان، شش نوع معجزه مختلف از زمين، آسمان، مفيد و حياتبخش و يا مرگآفرين، از او خواستند، ولى او زير بار هيچ كدام از آنها نرفت، تنها جوابش اين بود: «منزه است خداى من، مگر من جز بشرى فرستاده خدايم»؟!
اما اگر اين بهانهجويان عصر ما، همچون دوستان بهانهجويشان در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نباشند، پاسخشان در همين آيات به روشنى بيان شده است؛ زيرا:
١- بعضى از اين درخواستهاى ششگانه اصولًا، درخواستى مضحك و نامعقول بوده است، مانند احضار كردن خداوند و فرشتگان. و يا نامه مخصوص از آسمان، لابد به نام و نشان آنها آوردن!
بعضى ديگر اقتراحى بوده كه اگر عملى مىشد، اثرى از تقاضاكنندگان باقى نمىماند، تا ايمان بياورند يا نياورند (مانند نازل شدن سنگهاى آسمانى بر سر آنها).
بقيه پيشنهادهاى آنان در داشتن يك زندگى مرفه، و كاملًا تجملاتى با مال و ثروت فراوان خلاصه مىشده است، در حالى كه مىدانيم: پيامبران براى چنين كارى نيامدهاند.
و اگر فرض كنيم: بعضى از اينها هيچ يك از اين اشكالات را نداشته، مىدانيم: صرفاً به منظور بهانهجوئى بوده است، به قرينه بخشهاى ديگر اين آيات.
و مىدانيم وظيفه پيامبر اين نيست كه در مقابل پيشنهادات بهانهجويان تسليم گردد، بلكه وظيفه او ارائه معجزه است به مقدارى كه صدق دعوت او