تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦
وسيعترند، همه را در فكر خود مجسم كنيم، اين نقشهها اگر بخواهند در سلولهاى كوچك مغزى ما پياده شوند، طبق قانون عدم انطباق بزرگ بر كوچك، امكان پذير نيست، پس بايد به وجودى مافوق اين جسم اعتراف كنيم كه مركز پذيرش اين نقشههاى بزرگ مىباشد.
يك سؤال لازم
ممكن است گفته شود، نقشههاى ذهنى ما، همانند «ميكروفيلمها» و يا «نقشههاى جغرافيائى» است كه در كنار آن يك عدد كسرى نوشته شده مانند:
١٠٠٠٠٠٠ يا ١٠٠٠٠٠٠٠٠ كه مقياس كوچك شدن آن را نشان مىدهد و به ١ ما مىفهماند: بايد ١ اين نقشه را به همان نسبت بزرگ كنيم، تا نقشه واقعى به دست آيد، و نيز بسيار ديدهايم عكسى از كشتى غولپيكرى گرفته شده كه نمىتواند به تنهائى عظمت آن كشتى را نشان بدهد، و لذا، قبل از گرفتن عكس براى نشان دادن عظمت آن، انسانى را در عرشه كشتى قرار مىدهند، و عكس آن دو را با هم مىگيرند تا با مقايسه، عظمت كشتى روشن شود.
نقشههاى ذهنى ما نيز تصويرهاى بسيار كوچكى هستند كه با مقياسهاى معينى كوچك شدهاند، به هنگامى كه به همان نسبت، آنها را بزرگ كنيم، نقشه واقعى به دست مىآيد، و مسلماً اين نقشههاى كوچك، مىتواند به نوعى در سلولهاى مغزى ما جاى گيرد (دقت كنيد).
پاسخ:
مسأله مهم اينجا است كه ميكروفيلمها را معمولًا يا به وسيله پروژكتورها بزرگ مىكنند و روى پردهاى منعكس مىنمايند، يا در نقشههاى جغرافيائى عددى كه زير آن نوشته شده است، به ما كمك مىكند كه نقشه را در آن عدد ضرب كنيم و نقشه بزرگ واقعى را در ذهن خود منعكس نمائيم.