تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
بزاق چنان كه گفته شد، تركيبى از كار فيزيكى و شيميائى است، در حالى كه ما مىبينيم كار روحى با همه آنها متفاوت است.
اعمال تمام دستگاههاى بدن كم و بيش شباهت به يكديگر دارند به جز «مغز» كه وضع آن استثنائى است آنها همه، مربوط به جنبههاى داخلى است، در حالى كه پديدههاى روحى، جنبه خارجى دارند، و ما را از وضع بيرون وجودمان آگاه مىكنند.
براى توضيح به چند نكته بايد توجه كرد:
نخست اين كه: آيا جهانى بيرون از وجود ما هست، يا نه؟
مسلماً چنين جهانى وجود دارد، و ايدهآليستها كه وجود جهان خارج را انكار كرده و مىگويند: هر چه هست «مائيم» و «تصورات ما» و جهان خارج، درست همانند صحنههائى كه در خواب مىبينيم، چيزى جز تصورات نيست، سخت در اشتباهند، و اشتباه آنها را در جاى خود اثبات كردهايم كه چگونه ايدهآليستها در عمل، رئاليست مىشوند؟ و آنچه را در محيط كتابخانه خود مىانديشند، هنگامى كه به كوچه، خيابان و محيط زندگى معمولى قدم مىگذارند، همه را فراموش مىكنند؟
ديگر اين كه: آيا ما از وجود جهان بيرون آگاه هستيم يا نه؟
قطعاً پاسخ اين سؤال نيز مثبت است؛ زيرا ما آگاهى زيادى از جهان بيرون خود داريم، و از موجوداتى كه در اطراف ما با نقاط دور دست است، اطلاعات فراوانى در اختيار ما هست.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد: آيا جهان خارج، به درون وجود ما مىآيد؟
مسلماً نه، بلكه، نقشه آن پيش ما است كه با استفاده از خاصيت «واقعنمائى» به جهان بيرون وجود خود، پى مىبريم.