تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
است». «١»
٣- مشاهدات نشان مىدهد: وزن مغز متفكران عموماً بيش از حدّ متوسط است (حد متوسط مغز مردان در حدود ١٤٠٠ گرم و حد متوسط مغز زنان مقدارى از آن كمتر است) اين، نشانه ديگرى بر مادى بودن روح است.
٤- اگر نيروى تفكر و تظاهرات روحى، دليل بر وجود روح مستقل باشد بايد اين معنى را در حيوانات نيز بپذيريم، زيرا آنها هم در حد خود ادراكاتى دارند.
خلاصه، آنها مىگويند: ما احساس مىكنيم: روح ما موجود مستقلى نيست و پيشرفتهاى علوم مربوط به انسانشناسى نيز، اين واقعيت را تأييد مىكند.
از مجموع اين استدلالات، چنين نتيجه مىگيرند: پيشرفت و توسعه فيزيولوژى انسانى و حيوانى، روز به روز اين حقيقت را واضحتر مىسازد كه:
ميان پديدههاى روحى و سلولهاى مغزى رابطه نزديكى وجود دارد.
***
نقطههاى تاريك اين استدلال
اشتباه بزرگى كه دامنگير مادىها در اين گونه استدلالات شده اين است كه:
«ابزار كار» را با «فاعل كار» اشتباه كردهاند.
براى اين كه: بدانيم چگونه آنها ابزار را با كننده كار، اشتباه كردهاند، اجازه دهيد يك مثال بياوريم (دقت كنيد).
از زمان «گاليله» به اين طرف، تحولى در مطالعه وضع آسمانها پيدا شد «گاليله» ايتاليائى، به كمك يك عينكساز، موفق به ساختن دوربين كوچكى شد ولى البته «گاليله» بسيار خوشحال بود، و شب هنگام كه به كمك آن به مطالعه