تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
روحى همگى مادى هستند، يعنى از خواص فيزيكى و شيميائى سلولهاى مغزى و عصبى مىباشند، شواهدى آوردهاند كه در زير به آنها اشاره مىشود:
١- «به آسانى مىتوان نشان داد كه: با از كار افتادن يك قسمت از مراكز، يا سلسله اعصاب، يك دسته از آثار روحى تعطيل مىشود». «١»
مثلًا، آزمايش شده كه: اگر قسمتهاى خاصى از مغز كبوتر را برداريم نمىميرد، ولى بسيارى از معلومات خود را از دست مىدهد، اگر غذا به او بدهند مىخورد و هضم مىكند و اگر ندهند و تنها دانه را در مقابل او بريزند نمىخورد و از گرسنگى مىميرد!
همچنين، در پارهاى از ضربههاى مغزى كه بر انسان وارد مىشود، و يا به علل بعضى از بيمارىها قسمتهائى از مغز از كار مىافتد، ديده شده كه: انسان قسمتى از معلومات خود را از دست مىدهد.
چندى قبل، در «جرائد» خوانديم كه: يك جوان تحصيل كرده، بر اثر يك ضربه مغزى در يك حادثه كه در نزديكى «اهواز» رخ داد، تمام حوادث گذشته زندگى خود را فراموش كرد، و حتى مادر و خواهر خود را نمىشناخت، هنگامى كه او را به خانهاى كه در آن متولد و بزرگ شده بود بردند، كاملًا براى او ناآشنا بود!
اينها و نظاير آن نشان مىدهد: رابطه نزديكى ميان «فعاليت سلولهاى مغزى» و «پديدههاى روحى» وجود دارد.
٢- «هنگام فكر كردن تغييرات مادى در سطح مغز بيشتر مىشود، مغز بيشتر غذا مىگيرد، و بيشتر مواد فسفرى پس مىدهد، موقع خواب كه مغز كار تفكر را انجام نمىدهد كمتر غذا مىگيرد، اين خود دليل بر مادى بودن آثار فكرى