تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
ما دستگاهى به نام «مغز و اعصاب» داريم كه بخش مهمى از اعمال حياتى ما را انجام مىدهند، و مانند ساير دستگاههاى بدن مادى هستند و تحت قوانين ماده فعاليت مىكنند.
ما غدههائى در زير زبان داريم به نام «غدههاى بزاق» كه هم فعاليت فيزيكى دارند و هم شيميائى، هنگامى كه غذا وارد دهان مىشود، اين چاههاى آرتزين! به طور خودكار و كاملًا اتوماتيك شروع بكار مىكنند، و چنان حسابگرند كه درست به همان اندازه كه آب براى جويدن و نرم كردن غذا لازم است روى آن مىپاشند، غذاهاى آبدار، كم آب، خشك، هر كدام باندازه نياز خود، سهميهاى از آب دهان دريافت مىدارند.
مواد اسيدى خصوصاً هنگامى كه زياد غليظ باشند، فعاليت اين غدهها را افزايش مىدهند، تا سهم بيشترى از آب دريافت دارند، و به اندازه كافى رقيق شوند و به ديوارهاى معده زيانى نرسانند!
و هنگامى كه غذا را فرو برديم، فعاليت اين چاهها خاموش مىگردد.
خلاصه نظام عجيبى بر اين چشمههاى جوشان حكومت مىكند كه اگر يك ساعت تعادل و حساب آنها به هم بخورد، يا دائماً آب از «لب و لوچه» ما سرازير است و يا باندازهاى زبان و گلوى ما خشك مىشود كه لقمه در گلوى ما گير مىكند!.
اين كار «فيزيكى» بزاق است، ولى مىدانيم كار مهمتر بزاق كار شيميائى آن است، مواد مختلفى با آن آميخته است كه با غذا تركيب مىشوند و زحمت معده را كم مىكنند.
ماترياليستها مىگويند: سلسله اعصاب و مغز ما شبيه غدههاى بزاقى و مانند آن داراى فعاليتهاى فيزيكى و شيميائى است (كه به طور مجموع